نه غریبی نه آشنا

آسمان غرق نگاه من و توست

عشق هم چشم به راه من و توست

نه غریبی نه آشنا ، ای یار

کلبه دل وعده گاه من و توست

...

/ 8 نظر / 7 بازدید
مینا

گرچه از جسم و جان جدا ز همیم..... لیک این نیست, رسم روزگار رجیم. آبی آسمان به رنگ خداست عشق در این میان چه بی پرواست...[گل]

نگار

مطلب جالبی بود. موفق باشید ;)

الهه

کاش انتظار طولانی نشود...

elena

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باورکن من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم کودکانه و ساده و روستایی من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم آن لحظه ای که تو را بنام می نامیدم من هرگز نمی خواستم از عشق برجی بیافرینم، مه آلود و غمناک با پنجره های مسدود و تاریک

یاسی

افسوس که میعادگاه خالیست...