دل

نمی دونم کی بود

ولی با دلم کار داشت

نگاش که می کردم باهام حرف نمیزد

ولی تو دلم آشوب بود

وقتی که رفت تو دستش یه چیزی بود

نفهمیدم چیه

ولی دیگه دل نداشتم

/ 2 نظر / 13 بازدید
شیما

دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا. وبلاگتون بسیار زیبا وپربار است.

مهدی

قشنگ بود.[تایید]