تو که گفتی

تو که گفتی دلم تنها و حیرونه

تو که گفتی غمم با غصه هم خونه

تو که گفتی دیگه عاشق نمی مونی

چرا پس آشیانت گشته ویرونه؟

 

تو که گفتی چشات همیشه گریونه

تو که گفتی لبات غمنامه می خونه

تو که گفتی دلت از عاشقی خستست

چرا پس زلف رعنایت پریشونه؟

 

تو که گفتی هوات هوای بارونه

تو که گفتی نگات نگای مجنونه

تو که گفتی نمی خوای تا آخرش باشی

چرا پس ساقی شدی، تو کنج ""میخونه""؟

 

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرش کرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا” اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]