شعر نو

امشب دفتر شعرم را باز نخواهم کرد

غزل هایم تکراریست ...

برای خواندنت

باید

شعری نو سرود ...

/ 7 نظر / 4 بازدید
helena

پس هرچه زود تر یه شعر نو بگو که از این ریتم افسرده ای در اومده باشه

mermaid

دلهره هایت را از یاد ببر اینجا دلی هست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد [لبخند][گل]

yasi

اما چه باید کرد که قلم بجای تو از غم مینویسد بی تو!

محمد موسوی

سلام برادر جان دلم به یکباره برات تنگ شد درود بر شما

elena

شهـــامــت مــی خواهــد ســـــرد بــاشــی و گــرم لبخنــد بزنـــی !!!

مینا

به آن هنگام که غم هایت سر آید، غزلی از جان رها کن که یار را خوش آید... منتظرم [چشمک]