خلوت دل

در گوشه ای نشسته بودم ، یاد آن روز افتادم که دل را پیشت به امانت گذاشتم....

اما نه تو باور کردی و  نه من.

هر روز به گوشه ای می رفتم و با یادت خلوت می کردم تا شاید روزی خلوتم را نه با یادت که با خودت سپری کنم.

تلخی انتظار را با امید به رسیدنت تحمل می کنم.

در خلوتم یاد آور روزهایی می شوم که با یک بهونه به پیشت می آمدم و تو با آن که می دانستی بهونه ای بیش نیست آرام آرام و با مکس زیاد پاسخ گویم بودی.

همان شد که من شب را برای طرح بهونه های تازه بیدار می ماندم.

 

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویای نیمه تمام

علی رضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چقدر این نوشته برام آشناست...

رویای نیمه تمام

چقدر برای پیدا کردن یه بهونه جدید نقشه کشیدی؟؟؟؟ چقدر عقل و دل و وسایل و جاگذاشتیم....؟

paeez ghorub

خیلی قشنگ بود علیرضا جان . موفق باشی[گل]

رویای نیمه تمام

دلتنگی حس نبودن کسی است که تمام وجودت را یکباره تمنای بودنش را می کند.

رویا

من این پستتو خیلی دوست دارم خیلی زیاد فکرمی کنم این نوشته مال منه.

محدثه

من واقعاَ نمیدونم چی بگم درباره این متن زیبایی که نوشتی.بسیار عالی بود.