ساز دنیا

در گریزم از روزهایی که

روحم

در کالبد جسمی خسته و فکری بسته،

در اندیشه یک فردایی بهتر

با ساز دنیا برقصد

. . . 

/ 22 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

از درد و دلش فقط درد سهم من شد و دلش سهم دیگری...[گل]

sakine

سلام.مثل همیشه زیبا بود

سپیده

حسرت برای ساده ترین اتفاق ها حسرت برای هر که نبود آشنای تو هر شب تصور تو در آغوش دیگری هر روز لال تر شدن من ، بهای تو سهم من از تو کم تر از احساس سنگ هاست!

مرضی

در گریزیم اما گرفتار خواهیم شد... شاید هم شدیم و خبر نداریم

شقایق...

چه بسیارند انسان هایی ک هنگام غروب از غم رفتن خورشید انچنان میگریند ک فرصت دیدن ستاره ها را هم از دست میدهند[قلب]

شقایق...

در بد ترین روز ها امیدوار باش ک زیباترین باران از سیاه ترین ابر میبارد[لبخند]

فائزه

ممنون از عکس زیباتون...[گل]