باور نمی کنم . ..

باورم نمیشود که

چشم در چشم من دوخته

و می خواهد دستانی را

که به طرفش دراز کرده ام

برای همیشه گرم کند

...

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

خشمگين شدن مانند اين است که ذغال داغي را در دست بگيري و قصد داشته باشي آنرا به سوي ديگران پرتاب کني، کسي که مي سوزد خودت خواهي بود

نکیسا

بزرگی میگه: اگه کسی رو خیلی دوست داشتی و اون تورو تنها گذاشت تو نباید ناراحت بشی.... بلکه اونه که باید تا آخر عمر حسرت بخوره... چون تو کسی رو از دست دادی که دوستت نداشت ولی اون کسی رو از دست داد که با تمام وجود دوسش داشت

نکیسا

چترت را کنار ايستگاهی در مه فراموش کن خيس و خسته به خانه بيا نمی‌خواهی شاعر باشی، باران باش! همين برای هفت‌پشتِ روئيدنِ گل کافی است، چه سرخ، چه سبز و چه غنچه!

نکیسا

چترت را کنار ايستگاهی در مه فراموش کن خيس و خسته به خانه بيا نمی‌خواهی شاعر باشی، باران باش! همين برای هفت‌پشتِ روئيدنِ گل کافی است، چه سرخ، چه سبز و چه غنچه!

Aylin

salam veb jalbi dari be manam sar bezan byeeeeeeeeeeeeeee

مرضی

مدتیست که کرخت شدن دست هایم را باور کرده ام شاید....[لبخند]

منـــ ِ او

لبخند مهمان همیشگیت باشد... باور نکردنت آشناست...[گل]

شقایق

ماسه ها فراموش کار ترین رفیقان راهند پا ب پای تو می ایند انقدر که همراهیشان حوصله ات را سر میبرد اما با نسیمی با خرده موجی ردپا و خاطره ات برای همیشه از حافظه ضعیفشان پاک میشود..ما از نسل ماسه ها نیستیم از نسل صدفیم که به پاس دقیقه ای هم نشینی تا ابد صدای دریا را برای هر گوش شنوایی مینوازند..[قلب] تقدیم با احترام به شما که با مطالب زیبات همدم تنهایی هامون شدی[گل]