حال که عدم حضورش همیشگی شده و دلتنگی هایم را بیشتر ساخته

و دانسته ام که رسیدن به او غیر ممکن گشته

دیگر به کنارش بودن نمی اندیشم

بلکه بودن او را کنار کسی که لیاقتش را دارد

آرزو می کنم

باشد که در این دنیا جز شادی و خوشی

در لحظه لحظه زندگی اش چیز دیگری نباشد

و لبخندی از عمق وجودش بر گوشه ی لبانش نقشی ابدی بسته باشد

زیباست و زیبا می اندیشد

امید است که در یادش باقی بمانم.

زیرا در یادم و دلم جاودانه گشته است . . .

و چه خوش حضرت حافظ فرموده :

آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد

تا بود فلک شیوه ی او پرده دری بود

. . .