امروز یه کم سنگین شدم

آخه دیگه اون کودک دیروز نیستم

همه میگن یه سال بزرگتر شدم

تو آیینه که نگاه کردم چهرم نسبت به دیروز فرقی نکرده بود

با عقلم هم که سر و کله زدم دیدم فرقی نکرده

داشتم خوشحال  میشدم که نگام به شناسنامم افتاد

دیدم که سنم زیاد شده

انگار راستی راستی داشتم بزرگ میشدم

ولی وقتی دیدم دلم هوای شیطونی کرده

می خوام بازیگوشی کنم خیالم راحت شد که هنوز بچه ام

خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم

 ((چه روز باحالیه این روز تولد تنها روزیه که تبریکات دیگران برای زیستن توست ))

خوشحالم که خدا باز هم با لطف بی کرانش به من اجازه داد بیشتر کنار دوستانم باشم

دوستان خوبم تا وقتی زندم همتون رو دوست دارم.