یاد آن منه پر از سکوت افتادم

یاد آن منه دور از هبوط افتادم

یاد آن منه پر از دیوانگی

یاد آن منه خالی از بیگانگی

یاد بودن های با تو‌ ، حتی محال

یاد دیدن های از روی خیال

یاد آن اشکهایی از ابر بهار

یاد شمع های خاموش میز نهار

یاد آن زلف های رنگارنگ

یاد آن چشم های همیشه قشنگ

یاد بودن با تو در طوفان دل

یاد کشتی هایمان بر روی گل

یاد کردن هایمان خیلی شده

اشک در چشم هایمان سیلی شده

دیگر از یاد گذشته سیر باید میشدم

قصه کوته کرده ام ، ولی پیر باید میشدم

...